نقش وحدت حوزه و دانشگاه در تحقق بیانیه گام دوم انقلاب

کد خبر: 1124 تاریخ انتشار: 1398/10/8
در واقع وحدت حوزه و دانشگاه حرکتی در جهت عکس جریان سکولاریسم و تمدن غرب است. همان طور که با رنسانس در غرب ساحت علم جدید از دین جدا شد لازم است در نگاه تمدن نوین اسلامی رنسانس علمی در جهت همگرایی و در هم تنیدن علم جدید با علوم وحیانی صورت گیرد.
image

بسم الله الرحمن الرحیم

«یرفع الله الذین امنوا منکم و الذین اوتوا العلم درجات»(مجادله، 11)

نیل به تمدن نوین اسلامی مستلزم مقدمات و بسترهایی است که از جمله این مقدمات تحقق بیانیه گام دوم و عملیاتی شدن مولفه های این بیانیه است. با توجه به سالروز شهادت شهید حجت الاسلام دکتر مفتح  نماد هم گرایی و انسجام حوزه و دانشگاه و سالروز وحدت حوزه و دانشگاه مناسب است که نقش وحدت حوزه و دانشگاه در تحقق بیانیه گام دوم انقلاب مورد توجه و بررسی قرار گیرد.

در دوران پهلوی و پیش از انقلاب سعی می شد که میان حوزه که میراث دار علوم دینی و ارزش های اخلاقی و متون وحیانی است با دانشگاه که مظهر علوم و تمدن جدید است فاصله و شکاف ایجاد شود. اما امروز به برکت انقلاب اسلامی و به تبع آن انقلاب فرهنگی شاهد وحدت حوزه و دانشگاه هستیم.

بر اساس تمدن غرب که مبتنی بر اومانیسم و سکولاریسم است سعی شده است ساحت علم را از گذاره های وحیانی و علوم دینی جدا نمایند. لذا علوم حاصل از این تمدن که نوعا مبتنی بر عقل گرایی و علم گرایی(تجربه گرایی) فارغ از گذاره های وحیانی و منقطع از انسان شناسی و هستی شناسی وحیانی شکل گرفت. بنا براین علم جدید و ره آوردهای آن بر اساس فرضیات و سپس نظریات سکولار و منقطع از وحی ارائه و تبدیل به علم شده است. از این رو تمدن غرب در خلأیی از وحی و گذاره های وحیانی در گفتمان تمدنی خویش قرار دارد. حال که سخن از بیانیه گام دوم انقلاب به عنوان پیش زمینه تمدن نوین اسلامی مطرح است لازم می آید که به شکل مبنایی و بنایی سکولاریسم به عنوان یکی از پایه های اساسی تمدن غرب مورد تامل و بحث قرار گیرد.

 وحدت حوزه و دانشگاه به معنای استفاده از ظرفیت های عظیم حوزه به عنوان منبع غنی علوم وحیانی و دینی و منبع حقوق و اخلاق و ارزش های الهی و ظرفیت های عظیم دانشگاه به عنوان منبع علوم جدید می باشد. در واقع وحدت حوزه و دانشگاه حرکتی در جهت عکس جریان سکولاریسم و تمدن غرب است. همان طور که با رنسانس در غرب ساحت علم جدید از دین جدا شد لازم است در نگاه تمدن نوین اسلامی رنسانس علمی در جهت همگرایی و در هم تنیدن علم جدید با علوم وحیانی صورت گیرد. اکنون لازمه تمدن نوین اسلامی این است که تمدنی پایه گذاری شود که از یک سو از ابزار و علوم جدید استفاده شود که منشا آنها در دانشگاه است از سوی دیگر مبانی فکری و نظری و هستی شناسانه آنها در حوزه و با بهره گیری از منابع وحیانی و علم دینی باز تولید شوند.

بی شک پیشرفت های چشمگیر تمدن غرب و در حوزه­های علم و تکنولوژی گواه بر سعی و توجه اندیشمندان آنان به علوم وجهت گیری آنان در راستای نگاه آنان به این علوم است اما توجه به این مساله نباید ما را از نکات دیگری باز دارد چرا که مبتنی بودن علوم (تجربی) و رویکرد آنها به مساله انسان به شکل موجودی منقطع از وحی(دین) و نیز منبع وحی(خدا) باعث بوجود آمدن کج­راه­هایی در طی مسیرهای علمی هستی شناسانه و انسان شناسانه شده است از این رو تمدن غرب را که محصول این علوم است دچار آسیب و چالش های مختلفی نموده است.

اگر بخواهیم تمدن نوین اسلامی را پایه گذاری و بنا نماییم لازم است از تجربه تمدن غرب و علوم آنها که درون مایه دانشگاه های ماست بهره جسته و خلا ها و مبانی لازم را در این علوم واکاوی و بعضا اصلاح نماییم و این تنها با وحدت حوزه و دانشگاه قابل تحقق است. بایسته است که جهت نیل به این مهم از طرفی حوزه به عنوان میراث دار تمدن اسلامی و از سوی دیگر دانشگاه به عنوان سفره دار علم جدید به شکل جدی تری بر سر موضوعات بنیادی و عملیاتی با هدف تحقق تمدن نوین اسلامی که بیانه گام دوم زمینه ساز آن خواهد بود در حوزه علم و پژوهش با هم دیگر به فرضیه سازی و علم دینی سازی پرداخته همچنین حوزه میراث علمی و اخلاقی و معنویت خویش را نیز به نهاد دانشگاه عرضه داشته و حوزه از روش های جدید علم پژوهی و موضوع شناسی و آینده پژوهی دانشگاه استفاده نماید و به این طریق زمینه ساز تمدن نوین اسلامی شوند.

حجت الاسلام و المسلمین مهاجر مهدوی راد مسئول نهاد رهبری در دانشگاه های آزاد اسلامی استان ایلام

 

برچسب‌ها : حجت الاسلام مهدوی راد - نهاد رهبری - وحدت حوزه و دانشگاه

ارسال به دوستان نسخه چاپی


Skip Navigation Links.
نظرات بینندگان
نام :
  پست الکترونیک :
نظر :


عضویت در خبرنامه

آمار بازدید       امروز: 307    ديروز: 1477    اين ماه: 5761    تاکنون : 2102084